محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

814

آثار عجم ( فارسى )

جز سنگى بىخطّ ؛ امّا در پاره‌اى از كتب قديمه ديده‌ام كه شيخ از عرفا و مرتاضين بوده و با ايلات ، قشلاق و ييلاق مىنموده . چون در صحراى قريب به آن كوه ، وفات نموده ، در آن كوهش برده ، به خاك سپردند . بعضى از مردم ، اين شيخ را با شيخ ابو اسحق كازرونى يكى مىدانند و حال آنكه غلط محض است . ما شرح احوال شيخ كازرونى را سابقا نگاشته‌ايم . شيخ دانيال : بقعه‌اى است در دهى موسوم به « جرسقان » « 1 » ، در سمت جنوبى شيراز ، به مسافت چهار ميل تخمينا . اين ده متعلّق است به جناب آقا سيّد مهدى « 2 » تاجر كازرونى كه از جمله سادات عالىدرجات است . شخصش كريم است و لطفش عميم ؛ بين الامثال ، معزّز و محترم است . والد ماجدش ، جناب حاجى ميرزا ابو الحسن و برادر كهترش ، جناب حاجى ميرزا احمد ، از جمله اهل فضل و علمند . در اوايل حال به مدرسه رفته ، تحصيل كرده ؛ الحال به تجارت اشتغال دارند ؛ اللّهم احفظهم . بالجمله ، بقعهء مذكوره ، مشهور است به « دانيال » و اهالى آنجا ، يقين كرده‌اند كه آن دانيال پيغمبر است ؛ حتّى بعضى هم كه از اهل دهات ، اين مطلب را شنيده ، در كتاب خود نوشته‌اند . در اين اوقات ، فقير در خدمت صاحب ده مذكور - سلّمه اللّه تعالى - در آنجا رفته ، چندانكه تفحّص نموديم و در خاك كاوش كرديم ، لوحى كه بر آن خطّى باشد ، نيافتيم [ 493 f ] ؛ جز آنكه در شالودهء ديوار آن بقعه ، سنگى طولانى پهنى بود كه بر آن خطّى ثلث و كوفى ، بعض از اشعار شيخ سعدى را نقش كرده‌اند ؛ در نهايت امتياز ، حجّارى شده ولى اسمش را از سنگ متعمّدا محو نموده‌اند . گمانم اين سنگ ، از آن مزار باشد . به‌هرحال ، از شالوده‌اش برآورده ، در بقعهء مذكور نهاديم و ما قبر دانيال را پيش از اينها ، در ذكر شوشتر نگاشته‌ايم و اينجا دانيال پيغمبر نيست . شيخ شهريار : در سمت جنوب شرقى شيراز است ، به مسافت كمتر از فرسخى در ميان صحرا ؛ بقعهء كوچكى دارد ؛ اطرافش قبرستان است و در آن بقعه ، دو مزار است ؛ بر يكى از آنها نوشته : « صاحب

--> ( 1 ) . به فتح جيم و كسر راء مهمله و سكون سين و قاف و الف و نون است . ( 2 ) . آقا سيّد مهدى ، مولدش شيراز است ؛ اصلا كازرونى است .